{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سقراط حکیم به زنی که می گفت، به تماشای شهر می روم، گفت: گ

سقراط حکیم به زنی که می گفت، به تماشای شهر می روم، گفت: گمان کنم به تماشای شهر نمی روی بلکه می روی تا شهر تو را تماشا کند.
دیدگاه ها (۳)

این دیده نیست، لایق دیدارِ رویِ توچشمی دگر بده، که تماشا کنم...

غمگینم می‌کرداما نمی‌توانستم رهایش کنم، گمان می‌کردم اوآخرین...

حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود مردی به ا...

هرگز نگوکه بعد من کجا می روی...یا من بعد تو به کجا می روم......

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

فرقی نمی کند...کجآ!یا ک‍ی!در هیاهوی این شهر...!هرکجا و هر وق...

دابسمش جدید گرفتم با آهنگ جدید خودم که دوستش دارم شادمهر عقی...

اونجا که نزار قبانی میگه :‌إذا بكت المرأة على رجل فانها تحبه...

پاییز از راه رسید و به روزهای بدون تو فکر میکنمبه تمام لحظات...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط