نگاهم میکنی..
نگاهم میکنی..
عمق چشمانت تمام مرا داغتر داغتر میکند...
غفلت که میکنی..
میبوسمت...
میبویمت...
من عاشق این غفلت توام..
تا دستهایم را حلقه گردنت کنم..
گردن اویزت شوم... وتو لبهایم را با التهاب ببوسی.. و ببوسی..
ومن..
گونه های سرخم را با شرم از تو پنهان کنم..
و باز تو مرا سخت به خودت بفشاری...
من در این لحظه..
معراج را طی میکنم...
به آسمان هفتم میروم..
وجز نگاه تو هیچ نمیبینم...
من با تو معراجیم...
حتی به دورخ...
عمق چشمانت تمام مرا داغتر داغتر میکند...
غفلت که میکنی..
میبوسمت...
میبویمت...
من عاشق این غفلت توام..
تا دستهایم را حلقه گردنت کنم..
گردن اویزت شوم... وتو لبهایم را با التهاب ببوسی.. و ببوسی..
ومن..
گونه های سرخم را با شرم از تو پنهان کنم..
و باز تو مرا سخت به خودت بفشاری...
من در این لحظه..
معراج را طی میکنم...
به آسمان هفتم میروم..
وجز نگاه تو هیچ نمیبینم...
من با تو معراجیم...
حتی به دورخ...
- ۵۸۸
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط