بهار آمد! بهار آمد! سلام آورد مستان را !
بهار آمد! بهار آمد! سلام آورد مستان را !
از آن پیغمبر خوبان پیام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامتهای مستان گفت
شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را !
ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل
چو دید از لاله ی کوهی که جام آورد مستان را
ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی
چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را !
سَقاهُم ربُّهم خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامه ی ساقی چه نام آورد مستان را !
درون مجمر دلها سپند و عود میسوزد
که سرمای فراق او زکام آورد مستان را
درآ در گلشن باقی برآ بر بام، کان ساقی
ز پنهان خانه ی غیبی پیام آورد مستان را
چو خوبان حُلّه پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر
که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را !
که جانها را بهار آورد و ما را روی یار آورد
ببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را
ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت
به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را …
مولانا
از آن پیغمبر خوبان پیام آورد مستان را
زبان سوسن از ساقی کرامتهای مستان گفت
شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را !
ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل
چو دید از لاله ی کوهی که جام آورد مستان را
ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی
چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را !
سَقاهُم ربُّهم خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامه ی ساقی چه نام آورد مستان را !
درون مجمر دلها سپند و عود میسوزد
که سرمای فراق او زکام آورد مستان را
درآ در گلشن باقی برآ بر بام، کان ساقی
ز پنهان خانه ی غیبی پیام آورد مستان را
چو خوبان حُلّه پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر
که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را !
که جانها را بهار آورد و ما را روی یار آورد
ببین کز جمله دولتها کدام آورد مستان را
ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت
به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را …
مولانا
- ۱.۷k
- ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط