*زور نزن، فکر کن*
*زور نزن، فکر کن*
مرد قوی هیکلی در کارگاه چوب بری استخدام شدتصمیم گرفت خوب کار کند.
روز اول 18درخت برید رییسش به او تبریک گفت واورابه ادامه کار تشویق کرد روز دوم با انگیزه و قدرت بیشتر کار کرد ولی 15درخت برید وروز سوم بیشتر ازقبل کار کرد، اما فقط 10درخت برید! به نظرش آمد که ضعیف شده است پیش رییسش رفت، عذرخواست وگفت :نمیدانم چرا هرچه بیشتر تلاش می کنم درخت کمتری می برم!
رییسش از او پرسید:
آخرین بار، کی تبرت را تیز کردی؟
اوگفت:
برای اینکار وقت نداشتم ، تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!
مرد قوی هیکلی در کارگاه چوب بری استخدام شدتصمیم گرفت خوب کار کند.
روز اول 18درخت برید رییسش به او تبریک گفت واورابه ادامه کار تشویق کرد روز دوم با انگیزه و قدرت بیشتر کار کرد ولی 15درخت برید وروز سوم بیشتر ازقبل کار کرد، اما فقط 10درخت برید! به نظرش آمد که ضعیف شده است پیش رییسش رفت، عذرخواست وگفت :نمیدانم چرا هرچه بیشتر تلاش می کنم درخت کمتری می برم!
رییسش از او پرسید:
آخرین بار، کی تبرت را تیز کردی؟
اوگفت:
برای اینکار وقت نداشتم ، تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!
- ۷۲۴
- ۱۲ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط