{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*زور نزن، فکر کن*

*زور نزن، فکر کن*

مرد قوی هیکلی در کارگاه چوب بری استخدام شدتصمیم گرفت خوب کار کند.
روز اول 18درخت برید رییسش به او تبریک گفت واورابه ادامه کار تشویق کرد روز دوم با انگیزه و قدرت بیشتر کار کرد ولی 15درخت برید وروز سوم بیشتر ازقبل کار کرد، اما فقط 10درخت برید! به نظرش آمد که ضعیف شده است پیش رییسش رفت، عذرخواست وگفت :نمیدانم چرا هرچه بیشتر تلاش می کنم درخت کمتری می برم!
رییسش از او پرسید:
آخرین بار، کی تبرت را تیز کردی؟
اوگفت:
برای اینکار وقت نداشتم ، تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!
دیدگاه ها (۱۰)

سلام شب خوش کی بیداره زود زود زود بگه؟؟؟؟؟؟خوابم نمیاد چ کنم...

سلام دوستان عیدتون مبارککککک♥_♥زود زود عیدییییی بدید★_★بارال...

*سدیاسکو*در زمان های گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده ...

این داستان تقدیم مدوسا و امیر خان که امشب سراغمو گرفتن♥_♥مرد...

#داستان_شب...🚩 #فقط_درخت_می_برممردی قوی هیکل در چوب بری است...

✍مردی قوی هیکل در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کن...

داستان شماره5: روزی هیزم‌شکنی در یک شرکت چوب‌بری دنبال کار م...

روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا"...

Bluelock scenario p.t 2

اولین شغل باراک اوباما و مادلین آلبرایت چه بود؟ نیم نگاهی ب...

10 واقعیت درباره ورزش دوست دارید سر کار تند و تیز تر شوید؟...

با اینکه بیست روز از پاییز گذشته بود اما هوا همچنان گرم بودب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط