{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش می خواهد

بیا بیدار و بی تابم، دلم آغوش می خواهد
مرا محصور کن در خود، تنم تن پوش می خواهد
 
ببین دستان سردم را، بپرس احوال قلبم را
ببوس امشب لبانم را، که او هم نوش می خواهد
 
نگاهی کن به چشمانم، بکش دستی به موهایم
فدای شانه های تو، سر من دوش می خواهد
 
دلت را با دل تنگم، یکی کن مهربان من
که حسرت های دیرینه کمی پاپوش می خواهد
 
اگر پر حرف و پر دردم، غم عشق تو سنگین است
نگو ای نازنین این زن، فقط یک گوش می خواهد
 
من از ابراز احساسم، نباید دست بردارم
اگرچه چشم ظاهربین، مرا خاموش می خواهد
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط