{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
*علی اکبر لطیفیان*
#گروه_تواشیح_سیرت_النبی_مشهد_مقدس #جمعه#امام_زمان_عج #منتظران#او_خواهد_آمد #گروه_تواشیح#مناجات_امام_زمان #دلتنگیهای_امام_زمان_عج#دلنوشته_امام_زمان_عج#الهم_عجل_لولیک_الفرج
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا...

#مجنون شدم که راهی #صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی #لیلا، کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط