{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهراب سپهری:

سهراب سپهری:
چه هوایی ،
چه طلوعی ،
جانم ....


باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم ،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا ،
به خدایی که خودم میدانم ،
نه خدایی که برایم از خشم ،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند .
به خدایی که خودم میدانم ،
به خدایی که دلش پروانه است ،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند ،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد ،

به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم..
دیدگاه ها (۲۷)

بازی با بادکنک خیلی چیزا به بچه یاد میده:یاد میده باید بزرگ ...

زندگی تکرار فرداهای ماستمی رسد روزی که فردا نیستیمآنچه میمان...

چقدر این شعر زیباست.......باران که شدی مپرس ، این خانه ی کیس...

حسین پناهی

چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم باشد که اگر قا...

چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم باشد که اگر قا...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

سهراب سپهری..چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ب...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

سهراب سپهری:چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم با...

سهراب سپهری...چه هوایی ،چه طلوعی ،جانم ....باید امروز حواسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط