{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را،

بیدار میشوم و سایه‌ی تاریکی را حس میکنم نه روشنای روز را، و تمنایم این است که
جایی باشم که دست طوفان به آن نرسد.
دیدگاه ها (۰)

این به دست آمریکایی ها برسه : ان شاالله یه روز عروسی بچه ها...

دختر و پارتی

بعضی دست‌های کوچک، هرگز بزرگ نشدند؛ اما دنیایی را بیدار کردن...

رها💔احساس میکنم یه چیزی توی دلم هست که نمیتونم کامل براش اسم...

---### رمان: سایه‌های ممنوعه (پارت3)مایا، که از شدت شوک و حس...

✨ ۵ پرامپت عمیق برای خودکاوی و رشد شخصی ✨ اگر اهل خودنویسی، ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۲: فرار از میان شعله‌ه...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط