{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکباره دلم گفت که بنویس کلامی

یکباره دلم گفت که بنویس کلامی


دروصف بلندمرتبه وشاه مقامی


دستی به روی سینه نهادم ونوشتم


ازمن به حسین بن علی


عرض سلامی......


اَلسَّـــلامُ عَلَیْـــــکَ یـــا

اَبــــاعَبـــــْدِللَّهِ الْحُسیْـــــن


۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞ ۞


شبتون شیک


الی
دیدگاه ها (۶)

ﺧﻮﺍﺟﻪ ﺍﻯ ﻏﻼﻣﺶ ﺭﺍ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻯ ﺩﺍﺩ. ﻏﻼﻡ ﻣﻴﻮﻩ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺭﻏﺒﺖ ﺗﻤﺎ...

قصه قشنگیه حتما بخونیدروزی جوانی پیش پدرش آمد و گفت : دختری...

از اوّل فکر می‌کردم که شاید کار می‌خواهندولی نه؛ دست‌ها چاقو...

مار از پونه، من از مار بدم می‌آیدیعنی از عامل آزار بدم می‌آی...

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الحُسَینْ (ع)...اَل...

‌صلی الله علیک یا اباعبدالله ❤️‍🩹"صَباحاً اَتَنَفَسُ.. بِحُب...

✋️صبح و #سلامی_به_ارباببازهم روز من و  عرض ادب محضر یارباسلا...

🌹 صلوات خاصه امام رضا (ع)🌹 🌹تاخراسان راهی نیست...🌹دست بر سین...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه وشاه مقامیدستی ...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامی دروصف بلندمرتبه وشاه مقامی د...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه وشاه مقامیدستی ...

یکباره دلم گفـٺ بنویس ڪلامےدروصف بلندمرتبہ وشاه مقامےدستے بہ...

﷽#حسین_جان_رخصتیکباره دلم گفـٺ بنویس ڪلامےدروصف بلندمرتبہ وش...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه و شاه مقامیدستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط