{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکباره دلم گفت که بنویس کلامی

یکباره دلم گفت که بنویس کلامی
دروصف بلندمرتبه وشاه مقامی
دستی به روی سینه نهادم ونوشتم
ازمن به حسین بن علی عرض سلامی.......
دیدگاه ها (۱)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

🌹🕌💚 چهارشنبه‌های زیارتی، تقدیم به همه عاشقان امام رضا (ع) 💚🕌...

#تجربه_من ۱۳۷۰#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری_بهنگام#تحصیل #د...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 52یه لباس مشکی میخوا...

یکباره دلم گفـٺ بنویس ڪلامےدروصف بلندمرتبہ وشاه مقامےدستے بہ...

﷽#حسین_جان_رخصتیکباره دلم گفـٺ بنویس ڪلامےدروصف بلندمرتبہ وش...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه وشاه مقامیدستی ...

یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه وشاه مقامیدستی ...

.. یکباره دلم گفت که بنویس کلامیدروصف بلندمرتبه وشاه مقامیدس...

یکبار دلم گفت که بنویس کلامی درصف بلند مرتبه وشاه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط