{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سنتور دلم طاقت مضراب ندارد

سنتور دلم طاقت مضراب ندارد
شوریده سرم بتکده را تاب ندارد

من با تو همایون زده‌ام ساز ولیکن
مَشک غم این دیده مرا آب ندارد

دشتی و سه‌گاه و شور و تُرک و ماهور
فرقی نکند گر تِم بس ناب ندارد


ای ساز بسازم ز تو آهنگ غم عشق
فا می ر دو سی سُل زدنم خواب ندارد

من محو تماشای نُتِ رقص تن تو
انگشت من و پرده‌دری باب ندارد

سمفونی جان و دل من نیست هماهنگ
رهبر تویی و این همه اسباب ندارد
دیدگاه ها (۱)

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺭﯼ ﮐﻨﺪﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧ...

ﺩﻭﺭﻡ ﺯ ﺗﻮ ﺍﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺧﻮﺑﺎﻥ ﭼﻪ ﻧﻮﯾﺴﻢ؟ﻣﻦ ﻣﺮﻍ ﺍﺳﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﻪ ﻧﻮ...

.آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ...؟نکند دل دیگری او را اس...

ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﺒﺎﺭﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺖ ﺭﺍ...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

سنتور دلم طاقت مضراب نداردشوریده سرم بتکده را تاب نداردمن با...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط