{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعه من

عشق ممنوعه من
پارت ۷
#دیانا
۳۰میل بعد
پرستار. خانم رحیمی بفرمایید داخل
د.چشم
ر. میتونم منم باهاشون برم؟
پ. شما چکارشی؟
ر. داداشش هسم
پ. بله بفرمایید
با رضا رفتیم داخل
دکتر. خب شما سرماخوردگی دارید باید چند روزی استراحت کنید و این دارو هارو هم بخرید و بخورید و چند روز جایی نرید و نزارید کسی نزدیک بشه
د. اها ممنونم
دکتر . خواهش میکنم
#پرستار
بچه ها پرستاره پانیذ هس
وایی از اون پسره خوشم آمده
شماره خواهرش هست.
ک یهو امدن بیرون و رفتند
با دختره دوست میشم بعد با داداشش رل میزنم
#محشاد
دیانا و رضا امدن سوار ماشین شدیم رفتیم
خونه
م د. سلم چیشده
ر. دیانا سرماخورده
م د. واییی دختر بیچارم
ر. مامان حالا چیزیش نشوده ک
م د.ت یکی دیگ خفه
#دیانا
رفتم اتاق گرفتم خوابیدم
دیدگاه ها (۱۴)

پارت سوم #دیانا با مهدیس وارد کلاس شدیم نشستیم داشتیم حرف می...

پارت هفتم دلبر نازمنشسته بودیم فیلم نگاه میکردیم که یهو ارسل...

رمان شراب عشقو مشتم خورد توی صورتش.ارسلان: بهت میگم بگو چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط