{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سال از غروب مادرم گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی ج

یک سال از غروب مادرم گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا کرد و جز مشتی خاک بر ما باقی نگذاشت. یک سال از پرواز معصومانه‌اش گذشت،این یک سال را با یاد و بی حضورش، چه تلخ و مبهوت به پایان بردیم و در فراقش چه خون‌ها که از دل چکید و چه اشک‌ها که بر رخ دوید، هنوز به یادش اشک می‌ریزیم تا شاید آرام گیریم و با حضور یاران رفتنش را باور کنیم.
دیدگاه ها (۸)

P : 28

یک سال از غروب … عزیز گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جدا...

چندی نیست که از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت، دست تقدیر او را...

یک سال از غروب زن داداش عزیزم گذشت، دست تقدیر او را از باغ...

💔🥀دوسال از غروب … عزیز گذشت، دست تقدیر او را از باغ زندگی جد...

یک سال از غروب ناباورانه عزیزمان گذشت،دست تقدیر او را از باغ...

۷سال از عروج ناباورانه ات گذشت این ۷سال به ما بی تو یک قرن گ...

یک سال از غروبه ناباورانه عزیزمان گذشت 'دست تقدیر اورا از با...

#دلنوشتـــــه👇 یک سال است از عروج ناباورانه شهیدبابک نوری گذ...

فرشته اسمانیم ،تاج سرم مادرم نوزده سال از عروج ناباورانه‌ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط