{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گوش برگی که اهسته می سوخت گفتم:

در گوش برگی که اهسته می سوخت گفتم:
مسوز این چنین در خود گرم مسوز

مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ

که گر دست بیداد تقدیر کور

تو را می فرستد به دنبال باد

مرا می فرستد به دنبال هیچ...
ر

"فریدون مشیری"
دیدگاه ها (۱۴)

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌دلتنگی‌‍ام را در گوش باد صبا ‍ٮالہ می‌کنم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

پدرم نیست ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط