تاحالا دقت کردین وقتی کباب با برنج میخورید90۰% حواسمون به

تاحالا دقت کردین وقتی کباب با برنج میخورید90۰% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!:))


ما دهه شصتیا یک آموزش سختیی که دیدیم. طریقه استفاده از آفتابه در توالته.
برا همینه انقد خود ساخته ایم. میخندی، اگه می تونی یه آفتابه بردار ببینم آب رو میرسونی به مقصد والا سوسول


ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﯿﺰ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺎﺷﻢ
ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺮﭘﺎﯾﯽ ﯾﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰ




به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده..!



بچه که بودیم وقتی یه نفر میگفت “عزیزم” سریع میگفتیم “برات پشکل بریزم؟ ”
بعدشم هار هار میخندیدیم غافل از اینکه رسما خودمون رو به بز تشبیه کردیم!
یه همچین بچه های داغونی بودیم...



یه یارویی بغل دستم نشسته بود
کف دستش میخارید میگفت پول داره میاد...
گوشش میخارید میگفت دارن پشتم حرف میزنن...
کفه پاش میخارید میگفت پول داره میره...
اصلا 1%به ذهنش نمیرسید که شاید حموم بره درست شه... :-/
دیدگاه ها (۱۰)

تاحالا دقت کردین وقتی کباب با برنج میخورید90۰% حواسمون به ای...

، از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومدالان هم ب...

از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومدالان هم بوی...

از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومدالان هم بوی...

از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومدالان هم بوی...

بچه که بودیم وقتی یه نفر میگفت “عزیزم” سریع میگفتیم برات پشک...

بچه که بودیم وقتی یه نفر میگفت “عزیزم”سریع میگفتیم برات پشکل...

انسان باید......

مانیفستِ صاعقه‌ی خنده: مهندسیِ اراده و انفجارِ حیات در ترازِ...

یادمان باشد کارهایمان را.........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط