{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومد

از خونه همسایه بوی کیک اومد؛ بعد بوی آش رشته اومد
الان هم بوی قرمه سبزی میاد!
می خوام برم در بزنم بگم:
ما به جهنم، خودتون اسهال می گیرید بدبختا!




تاحالا دقت کردین وقتی کباب با برنج میخورید90۰% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه!





ما دهه شصتیا یک آموزش سختی که دیدیم. طریقه استفاده از آفتابه در توالته.
برا همینه انقدر خود ساخته ایم. میخندی، اگه می تونی یه آفتابه بردار ببینم آب رو میرسونی به مقصد! سوسول



ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﯿﺰ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺎﺷﻢ
ﻣﯿﮕﻦ ﺳﺮﭘﺎﯾﯽ ﯾﻪ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰ!




به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده..!



بچه که بودیم وقتی یه نفر میگفت “عزیزم” سریع میگفتیم “برات پشکل بریزم؟ ”
بعدشم هار هار میخندیدیم غافل از اینکه رسما خودمون رو به بز تشبیه کردیم!
یه همچین بچه های داغونی بودیم...




یه یارویی بغل دستم نشسته بود
کف دستش میخارید میگفت پول داره میاد...
گوشش میخارید میگفت دارن پشتم حرف میزنن...
کفه پاش میخارید میگفت پول داره میره...
اصلا 1%به ذهنش نمیرسید که شاید حموم بره درست شه.
دیدگاه ها (۱)

اری این است رسم عاشقی…

ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﻗﻠﺐﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽﺍﻭﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮ...

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم ش...

به سلامتی ایرانسل که به آدم میفهمونه قبول کردن بعضی پیشنهاد...

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

🔴شلـوار شیشـه‌ای مخصـوص خانـم‌هاوارد بـازار شـد ⚠️دیگر بحـث ...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت هفدهم: وقتی طوفان شروع ش...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت چهاردهم: ملاقاتِ غ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط