وقتایے‌ڪ ِ ناراحت‌بودم‌با‌اینڪہ‌

وقتایے‌ڪ ِ ناراحت‌بودم‌با‌اینڪہ‌
سرش‌دادمے‌زدم‌مے‌گفت‌
-جان‌دل‌هادے....؟
چند‌هفتہ‌بیشتر‌از‌شهادتش‌نگذشتہ‌بود
یه‌شب‌ڪ ِ خیلی‌دلم‌گرفتہ‌بود‌
قلم‌و‌ڪاغذ‌برداشتم‌شرو؏‌ڪردم‌
به‌نوشتن...از‌دل‌تنگم‌گفتم...
از‌عذاب‌نبودنش‌براش‌نوشتم‌،هادے‌...
فقط‌یه‌بار....
فقط‌یه‌باردیگہ‌بگو‌جان‌دل‌هادے....💔
نامہ‌رو‌تازدم‌وگذاشتم‌رومیز‌خوابیدم‌....
بعد‌شهادتش‌بهترین‌خوابے‌بودڪ ِمیشد
ازش‌ببینم...دیدمش...صداش‌ڪردم‌...
بهترین‌جوابے‌ڪ ِ‌میشد‌ازش‌بشنوم...
-جان‌دل‌هادے ...؟
چیه‌فاطمہ؟
چرا‌اینقدر‌بے‌تابے‌مےڪنے...؟
توجات‌پیش‌خودمہ‌شفاعت‌شده‌اے :)
-بہ‌نقل‌از‌همسر‌شهید
#شهید‌هادۍشجاع #شهدا #عاشقانه #خاص #شهیدانه #اللهم‌عجل‌لولیڪ‌الفرج #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۱)

#همسرانه #جان_دل_هادی...😍وقتایی که ناراحت بودم یا اینکه حوصل...

وقتایی که ناراحت بودم یا اینکه حوصلم سر میرفت و سرش غر میزدم...

رزمنده ای که عروس ۱۰ روزه اش رو بخدا سپرد و راهی #دم_عشق شد#...

وقتایـے کـہ ناراحـت بودم😔 یا اینکـہ حوصلم سر میرفت☹ ️ و سر...

رزمنده ای که عروس ۱۰روزه اش رو بخدا سپردو راهی #دم_عشق شد#حا...

دلنوشته های یک طلبه:#تب_مژگان 37جلسه اول بازجویی نفیسه خوب ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط