همیشه دیروقت از سر کار میومد؛ یه شب بهش گفتم وقتی دیر میا

همیشه دیروقت از سر کار میومد؛ یه شب بهش گفتم وقتی دیر میای بچه‌ها نگران میشن، خندید و گفت هرچی بیشتر کار کنم نتانیاهو کمتر خواب راحت به چشش میاد، اجازه بده بیشتر کار کنم.
وقتی شهید شد نتانیاهو از شنبه‌ی آرام صحبت کرد، تازه فهمیدم آرامش رو از صهیونیست‌ها گرفته بود.

#شهیدفخری‌زاده

✍هزارویک مرد

#امام_زمان
#لبیک_یا_خامنه_ای
#برای_ایران
دیدگاه ها (۰)

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒بخش دوم | پارت ۲ — بالاخره گفتمبعد از آن روز، همه‌چ...

وقتی دیر میای خونه(part 1)ساعت یک بامداد بود در کلاب رو پشت...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

آوای شب پارت ۲۷آنچه گذشت....دامیان هی و هی انیا را می بوسید ...

رمان اسیر خان پارت چهاردهم ۱۴

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

P13بعد کریسمس اولین روزش بود که به مدرسه و کمپانی میرفت،درطو...

Custom bride part : 17

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p40 😢انگشت‌هاش به‌آرومی ...

★دوست بچگی...p⁴همچنان اومدم اعتراض کنم که...من رو بوسید!شوکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط