{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم
تمام بوسه هایم را نبوسیده به لب دارم

طبیبی ناخوش احوالم ،حبیبم گشته بیمارم
به شوق عافیت عمری دراین وادی مطب دارم

دلم می سوزد از سوز کیار زمهریر عشق
گمانم خود نمی دانی که از عشق تو تب دارم

بر آماج لبان تو دمادم می زنم بوسه
زصدها خال مهرویان ، نشانی منتخب دارم

نمی دانم خدایی یا که حورالعین من هستی
زمینی بودنت را من در این عالم عجب دارم

تو از جنس معمائی ، دمادم در تو حیرانم
دلی سرگشته وتنها که از عشقت سبب دارم
دیدگاه ها (۶)

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

غــرق دردم ولــے مے خـنـدمخـنـده اے کـه تـلـخیـش را...فـقـط ...

آرامشت را بیخیال... امشب به ساز من برقص..!پاسخ بگو، پلکی بزن...

وای اگر یکشب برایت من بمیرم، زندگی استبازوانت را درآغوشم بگی...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

اسیربوسه ای هستم که ازرویت طلب دارم تمام بوسه هایم را نبوسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط