{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا والصدیقین

بسم رب الشهدا والصدیقین
گلوله های تیر بار یک طرف صورتش را دریده و بخشی از فک و دهانش را برده بود....
یک دستش نیز به تار مویی بند بود ..
خون با فشار زیاد از محل بریدگی ها بیرون می زد و دیگر توان همراهی با ما را نداشت......
برای این که سرو صدایش دشمن را متوجه نکند ازبچه ها خواست که سرش را زیر آب کنند ، ولی کسی این کار را نکرد
خودش زیر آب رفت ولی بچه ها او رو بیرون کشیدند....
گفتم << حسن جان ، چه کار کنم >> می خواهی لباست را به سیم خاردار وصل کنم تا جریان اب تو را نبرد...
ناله خفیفی سرداد و سرش را به آرامی جنباند ...
پیکر خون آلودش را به کنار آب کشیده و لباسش را به سیم ها گره زدم تا به هنگام بازگشت بتوانیم او را به عقب انتقال دهیم....
اما پس از رفتن ما آب بر اثر مد بالا آمده و او را با خود برده بود ....
شهید << حسن پام >> از غواصان گردان ولی عصر (عج) زنجان بود که کربلای 4 عاقبت او را به فرشته ها پیوند داد....
شادی روح شهدا صلوات
.
اللهم ارزقنا التوفیق الشهادة فی سبیلک
برادرم نگاهت ، خواهرم حجابت
اللهم عجل لولیک الفرج
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی جونگ کوک

بسم رب الشهدا والصدیقینتلنگراول به خودمخیلی محرمانه....لطفا ...

بسم رب الشهدا والصدیقینشهادت را نه درجنگ ، نه درمبارزه می ده...

بسم رب الشهدا والصدیقین #شهید_محمد_ابراهیم_همت برای ای...

بسم رب الشهدا والصدیقیندکمه هاش رو باز کردتوی بیمارستان چه ب...

بسم رب الشهدا والصدیقینلحظه دیدار یک زن و شوهرپس از 12 سالاو...

بسم رب الشهدا والصدیقینعکس اول را درآورد : این پسراولم محسن ...

بسم رب الشهدا والصدیقینلباس خاکی به تن کرده و راهی جبهه های ...

سلام دوستانمهمون امروزمون برادر مهدی هست🥰✋*از عاشوراے حسینے🕊...

بسم رب الشهدا والصدیقین مجروح که شد ، به اسارت دشمن درآمد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط