{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معارفه

معارفه

ا،ت: سلام من ا،ت هستم 14 سالمه و پدر و مادرم از هم جدا شدن با پدرم زندگی میکنم مامان بزرگ پدر بزرگم هم با ما زندگی میکنن واقعا مسخرس خیلی زود مهم میرن الان تابستونه و مدرسه ندارم از نمره های امسالم نگم که همه رو تک شدم و مدرسم چون غیر دولته دیگه ثبت نامم نمیکنن با افراد زیادی نمیتونم گرم بگیرم کلاس زبان میرم و داخل زبان فقط دوتا دوست دارم یکی از دوستام که اسمش یونگ سو
من رو یه خواننده معروف به اسم تهیونگ کراشم چون هم خیلی جذابه هم صداش عالیه داخل اینیستا پیج دارم و داخل ویدیو های تهیونگ و می‌زارم یعنی فن پیج تهیونگ و دارم پیجم هم 4 هزار تا فالور داره


کوک: خوب سلام من کوک هستم17 سالمه و پسر خیلی جذاب و دختر کشی هستم مامان بابام از هم جدا شدن و من پیش بابام زندگی میکنم من فن بوی به خواننده به اسم تهیونگم که داخل اینستا فن پیج تهیونگ و دارم که 24 هزار تا هم فالور دارم چندتا فن پیج دیگه هم هستن که باهاشون ارتباط دارم که اسم یکیش ا،ت و اسم یکیش لی جون هست ا،ت دختر خوبیه ولی لی جون واقعا هر،،زس البته نزدیک چند ماه با ا،ت ارتباط ندارم ولی این لی جون لعنتی همش بهم میچسبه


یونگ سو: خوب منم یونگ سو هستم 17سالمه و داخل مدرسه آدم اکیم درسم هم خوبه و همیشه به رفیق هام کمک میکنم امروز کلاس دارم با یه دختری به اسم ا،ت خیلی صمیمی هستم واقعا دختر خوبیه فقط خیلی خنگه و همه سرش کلاه می‌زارن دوستم و هاری اونم خوبه ولی یکم از ماتریکس خارجه

نظرتون چیه خوب شده ادامه بدم🥺🥺🥺
دیدگاه ها (۱۰)

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

سناریو سو پارت دوم

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

سناریو سو پارت اخر

بیاید پایین. خب سلام من سودام 14 سالمه نویسنده امارلینک هستم...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط