{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی: شتاب رفتن من از برای توست

گفتی: شتاب رفتن من از برای توست

آهسته تر برو که دلم زیر پای توست

با قهر میگریزی و گویا که غافلی

سرگشته سایه ای همه جا در قفای توست

سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم

در این سری که از کف ما شد هوای توست

خوش میروی بخشم و به ما رو نمیکنی

این دیده از قفا به امید وفای توست

ایدل، نگفتمت مرو از راه عاشقی؟

رفتی؟ بسوز کاینهمه آتشش سزای توست

مارا مگو حکایت شادی که تا به حشر

ماییم و سینه ای که در آن ماجرای توست

بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما

بیچاره آنکسی که دلش آشنای توست

بگذشت و گفت: این به قفس اوفتاده کیست؟

گفتم که: این پرنده ی محزون "همای" توست
دیدگاه ها (۱۰)

ای دل، نگفتمت مرو از راه عاشقی؟ رفتی؟ بسوز کاینهمه آتشش سزای...

گفتی شتاب رفتن من از برای توستآهسته تر برو که دلم زیر پای تو...

اين ديده از قفا به اميد وفای توستای دل نگفتمت حذر از راه عاش...

ما را نگو حکايت شادی که تا به حشرمائيم و سينه‌ای که در آن ما...

ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی؟!رفتی...بسوز که این همه آتش سز...

ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی رفتی؟ بسوز که این همه آتش سزای...

ای دل... 🫀نگفتمت مرو زراه عاشقی،..؟ رفتی، بسوز که این همه آت...

اي دل نگفتمت مرو از راه عاشقي ، رفتي؟ بسوز که اين همه آتش سزاي توست . . . خوشي با خوبي فرق دارد به خ

بیگانه ام ز عالم و بیگانه ای ز ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط