مافیای من PART 15
که یهو در باز شد
شوگا: کی بود؟
کوک: ارواح ظاهر شدن؟
ته: یا خو خدا جن
بورام : اع این پیشی منه.
یونا : ای جان پیشیییییییییییییی( خلاصه پیشی رو از دست دادیم ال فاتحه)
دنیل: یه گربه چطور درو باز کرد؟
بورام : در باز بود
بورام : خو بیا امضا کردم
دنیل : خو بدش من
بورام: اولن حرف منو نزدن این کلمه ی (خو) فقط مال منه دومن چرا باید بدمش تو؟
دنیل : چون که زیرا
بورام : که اینطور منم نمیدم حالا گمشو اونور تا ندادمت دست یونا
دنیل : یونا مثلا میخواد چیکار کنه
یونا : اع اینجا تبر هستت.........با همین تبر میکنمت 4 قلو حامله شی
شوگا : دارم پشیمون میشم( اروم کنار گوش ته و کوک)
کوک و ته : تازه؟
هانا : خوب ما دیگه رفع زحمت میکنیم من گشنمههههههههههههههههه
یونا : من رفتم اومدی .اومدی نیومدی به هیجام
بورام: میگم در جریانید که با پسرا اومدید و موتور ندارید یا باید بتون بگم؟
هانا و یونا : بگو( متوجه حرف بورام نشدن)
بورام : من چقدر کصخلم که با اینا دوستم
بورام : پدصگا موتور نداریدددددددددددددددد ( داد)
شوگا : خونتون کنار منه بیاید میبرمتون
بورام : لازم نیس خودمون میریم
بورام: بچه ها اماده؟ بریدددددددد
خلاصه رفتن سوییچ های پسرا رو کش رفتن و سوار ماشین شدن و در رفتن
ویو یه ماه بعد:
.....................
شرایط:
لایک : 10
کامنت : 10 ( هرکی یدونه بزاره)
ببخشید کم نوشتم توی وضعیتی نیستم که پارت بنویسم عید هم کلا بیرون بودیم نتونستم بنویسم
همانطور که گفتم زندگی با خماری زیباست ......
شوگا: کی بود؟
کوک: ارواح ظاهر شدن؟
ته: یا خو خدا جن
بورام : اع این پیشی منه.
یونا : ای جان پیشیییییییییییییی( خلاصه پیشی رو از دست دادیم ال فاتحه)
دنیل: یه گربه چطور درو باز کرد؟
بورام : در باز بود
بورام : خو بیا امضا کردم
دنیل : خو بدش من
بورام: اولن حرف منو نزدن این کلمه ی (خو) فقط مال منه دومن چرا باید بدمش تو؟
دنیل : چون که زیرا
بورام : که اینطور منم نمیدم حالا گمشو اونور تا ندادمت دست یونا
دنیل : یونا مثلا میخواد چیکار کنه
یونا : اع اینجا تبر هستت.........با همین تبر میکنمت 4 قلو حامله شی
شوگا : دارم پشیمون میشم( اروم کنار گوش ته و کوک)
کوک و ته : تازه؟
هانا : خوب ما دیگه رفع زحمت میکنیم من گشنمههههههههههههههههه
یونا : من رفتم اومدی .اومدی نیومدی به هیجام
بورام: میگم در جریانید که با پسرا اومدید و موتور ندارید یا باید بتون بگم؟
هانا و یونا : بگو( متوجه حرف بورام نشدن)
بورام : من چقدر کصخلم که با اینا دوستم
بورام : پدصگا موتور نداریدددددددددددددددد ( داد)
شوگا : خونتون کنار منه بیاید میبرمتون
بورام : لازم نیس خودمون میریم
بورام: بچه ها اماده؟ بریدددددددد
خلاصه رفتن سوییچ های پسرا رو کش رفتن و سوار ماشین شدن و در رفتن
ویو یه ماه بعد:
.....................
شرایط:
لایک : 10
کامنت : 10 ( هرکی یدونه بزاره)
ببخشید کم نوشتم توی وضعیتی نیستم که پارت بنویسم عید هم کلا بیرون بودیم نتونستم بنویسم
همانطور که گفتم زندگی با خماری زیباست ......
- ۵.۸k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط