تاریخ کوتاه ایران و جهان - 1021
تاریخ کوتاه ایران و جهان - 1021
__________________________________
در پژوهشپایههای (منابع تحقیق) عربزبان ، از جنگ بزرگ تور ، سخن چندانی به میان نیامده است ؛ ولی تاریخنویسان فرانسوی و کلیسایی ، گستردهگویانه (به تفصیل) در این باره سخن راندهاند و فرجائی (اهمیت) این جنگ را اینگونه به همگان ، نشان دادهاند:
همانگاه که سپاه اموی به دشت جایداشته (واقع) میان دو شهر «پواتیه» و «تور» رسید ، سپاهیان «پادشاهی فرانک» نیز ، بدون اینکه سپاهیان اموی آگاهی (اطلاع) یابند ، به نزدیکی آنها رسیده بودند . بواژگانی دیگر ، هنگامیکه سپاه اموی ، بفرماندهی «عبدالرحمن الغافقی» ، بر دو سوی «رود لوار» چیره شد ؛ ناگهان «شارل مارتل» با سپاهیان انبوه خود به نزدیکی آنها رسیده بود ؛ و «عبدالرحمن الغافقی» ، به یکباره ، خود را با سپاه بسیار بزرگ «پادشاهی فرانک» روبرو دید ، و دریافت (فهمید) که توان تاختن به سپاه «شارل مارتل» را ندارد . از اینرو ، عبدالرحمن ، از کنار «رود لوار» به میان دشت جایداشته (واقع) میان (در بین) دو شهر «تور» و «پواتیه» ، پسنشینی (عقبنشینی) کرد و «شارل مارتل» نیز به سوی (طرف) باختر «تور» بازگشت و در یک فرسنگی سوی (سمت) چپ لشکر امویان ، مانشگاه (اردو) خود را برپا کرد (1).
پیراچگونی (شرایط) جنگ و گاهگذشت (گذشت زمان) ، به سود سپاه اموی نبود ؛ چونکه سربازان اموی در نگرانی (تشویش) به سر میبردند ، و آتش ناسازگاری (اختلاف) میان تیرههای (طایفههای) سپاه اموی ، زبانه میکشید . برخی از سپاهیان اموی ، خواستار آن بودند که با انبوه یغماهائی (غنایمی) که از تاراج شهرهای «دوکفرمائی آکیتن» و شهر «پواتیه» به چنگ آورده بودند ، برگردند (مراجعت کنند) ؛ ولی برخی دیگر ، خواهان دنبال کردن جنگ بودند . «عبدالرحمن الغافقی» ، که از این ناسازگاری (اختلاف) میان سپاهیانش ، آگاه شده بود ؛ بسیار بیمناک شده بود ، ولی از ترس اینکه مبادا سربازانش ، در آن هنگامهء فرجا (مهم) ، از دستورهایش سرپیچی کنند ، از سختگیری کردن ، خودداری میکرد (1).
از سوی دیگر ، جنگها و جابجا شدنهای پیدرپی سربازان ، سپاهیان اموی را خسته کرده بود ؛ و همچنین ، از شمار آنها کاسته بود . بااینچگونی (با این حال) ، «عبدالرحمن الغافقی» ، خود را آماده این نبرد بزرگ کرد و سرانجام (بالاخره) شیپور جنگ را در دهم ماه اکتبر سال 732 زادروزی (میلادی) نواخت ، و «جنگ نه روزهء تور» ، آغاز شد . در آغاز جنگ ، سازماندهی (مدیریت) جنگی «عبدالرحمن الغافقی» ، سربازان فرانسوی را با شکستهای پیاپی روبرو (مواجه) کرد ، تا آنجا که نشانههای (آثار) شکست در میان سپاهیان «شارل مارتل» آشکار شد ؛ ولی در این هنگام ، دستهای از سربازان فرانسوی راه خود را به سوی انبار یغماهای (غنایم) سپاهیان اموی گشودند ؛ و در اینگاه ، یکی از سربازان اموی فریاد زد : «چیزی نمانده که یغماهای (غنایم) شما به دست فرانکها بیافتد» ؛ و درپی (متعاقب) این هشدار ، شمار فراوانی از سپاهیان اموی ، میدان جنگ را رها کردند و به سوی انبار یغماها (غنایم) شتافتند ؛ و همین کار ، جنگ را به سود سپاهیان «شارل مارتل» کرد (1).
«عبدالرحمن الغافقی» کوشید تا سامان (نظم) را دوباره به سپاه خود ، بازگرداند ؛ و از پراکندگی بیشتر سپاهیانش ، جلوگیری کند ؛ ولی درست در همین هنگام ، تیری از سوی سپاه «شارل مارتل» ، بر گردن عبدالرحمن نشست ، و او از اسب خود پایین افتاد و جان سپرد . با مرگ «عبدالرحمن الغافقی» ، پراکندگی و پریشانی در سپاهیان اموی بیشتر شد ؛ ولی سپاهیان «شارل مارتل» ، دلیرتر شدند و بر «امویان پراکنده شده» ، تاختند و شمار فراوانی از آنها را نابود کردند (1).
در پایان واپسین (آخرین) روز جنگ ، در مانشگاه (اردوگاه) سپاه اموی ، آتش ناسازگاری (اختلاف) بیش از پیش ، زبانه میکشید . برخی (عدهای) بر این باور بودند که جنگ را دنبال کنند و فرانکها را سزا دهند ؛ ولی برخی دیگر ، خواهان بازگشت بودند ؛ تا اینکه سرانجام ، ناسازگاریها (اختلافها) ، به آن اندازه (آنقدر) بالا گرفت که فرماندهان سپاه اموی ، بر روی هم شمشیر کشیدند ؛ و در پایان این درگیری درونی ، نگرهء (رای) «بازگشت» چیره شد ؛ و فرماندهان اموی ، یغماها (غنایم) را رها کردند ، و سپاه را به «سپتیمانیا» (2) و پدفراز (جنوب) رشتهکوه پیرنه (3) ، پس (عقب) کشیدند (1).
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
(1) نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیای فارسی ، دربارهء «نبرد تور»
دادههای بیشتر:
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Septimania
«سپتیمانیا» ، سرزمینی در پدفراز (جنوب) قلمروی فرانکها بود که «عربهای اموی» ، آنرا از «باخترگوتها» زورگیری (تسخیر) کرده بودند.
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Pyrenees
__________________________________
در پژوهشپایههای (منابع تحقیق) عربزبان ، از جنگ بزرگ تور ، سخن چندانی به میان نیامده است ؛ ولی تاریخنویسان فرانسوی و کلیسایی ، گستردهگویانه (به تفصیل) در این باره سخن راندهاند و فرجائی (اهمیت) این جنگ را اینگونه به همگان ، نشان دادهاند:
همانگاه که سپاه اموی به دشت جایداشته (واقع) میان دو شهر «پواتیه» و «تور» رسید ، سپاهیان «پادشاهی فرانک» نیز ، بدون اینکه سپاهیان اموی آگاهی (اطلاع) یابند ، به نزدیکی آنها رسیده بودند . بواژگانی دیگر ، هنگامیکه سپاه اموی ، بفرماندهی «عبدالرحمن الغافقی» ، بر دو سوی «رود لوار» چیره شد ؛ ناگهان «شارل مارتل» با سپاهیان انبوه خود به نزدیکی آنها رسیده بود ؛ و «عبدالرحمن الغافقی» ، به یکباره ، خود را با سپاه بسیار بزرگ «پادشاهی فرانک» روبرو دید ، و دریافت (فهمید) که توان تاختن به سپاه «شارل مارتل» را ندارد . از اینرو ، عبدالرحمن ، از کنار «رود لوار» به میان دشت جایداشته (واقع) میان (در بین) دو شهر «تور» و «پواتیه» ، پسنشینی (عقبنشینی) کرد و «شارل مارتل» نیز به سوی (طرف) باختر «تور» بازگشت و در یک فرسنگی سوی (سمت) چپ لشکر امویان ، مانشگاه (اردو) خود را برپا کرد (1).
پیراچگونی (شرایط) جنگ و گاهگذشت (گذشت زمان) ، به سود سپاه اموی نبود ؛ چونکه سربازان اموی در نگرانی (تشویش) به سر میبردند ، و آتش ناسازگاری (اختلاف) میان تیرههای (طایفههای) سپاه اموی ، زبانه میکشید . برخی از سپاهیان اموی ، خواستار آن بودند که با انبوه یغماهائی (غنایمی) که از تاراج شهرهای «دوکفرمائی آکیتن» و شهر «پواتیه» به چنگ آورده بودند ، برگردند (مراجعت کنند) ؛ ولی برخی دیگر ، خواهان دنبال کردن جنگ بودند . «عبدالرحمن الغافقی» ، که از این ناسازگاری (اختلاف) میان سپاهیانش ، آگاه شده بود ؛ بسیار بیمناک شده بود ، ولی از ترس اینکه مبادا سربازانش ، در آن هنگامهء فرجا (مهم) ، از دستورهایش سرپیچی کنند ، از سختگیری کردن ، خودداری میکرد (1).
از سوی دیگر ، جنگها و جابجا شدنهای پیدرپی سربازان ، سپاهیان اموی را خسته کرده بود ؛ و همچنین ، از شمار آنها کاسته بود . بااینچگونی (با این حال) ، «عبدالرحمن الغافقی» ، خود را آماده این نبرد بزرگ کرد و سرانجام (بالاخره) شیپور جنگ را در دهم ماه اکتبر سال 732 زادروزی (میلادی) نواخت ، و «جنگ نه روزهء تور» ، آغاز شد . در آغاز جنگ ، سازماندهی (مدیریت) جنگی «عبدالرحمن الغافقی» ، سربازان فرانسوی را با شکستهای پیاپی روبرو (مواجه) کرد ، تا آنجا که نشانههای (آثار) شکست در میان سپاهیان «شارل مارتل» آشکار شد ؛ ولی در این هنگام ، دستهای از سربازان فرانسوی راه خود را به سوی انبار یغماهای (غنایم) سپاهیان اموی گشودند ؛ و در اینگاه ، یکی از سربازان اموی فریاد زد : «چیزی نمانده که یغماهای (غنایم) شما به دست فرانکها بیافتد» ؛ و درپی (متعاقب) این هشدار ، شمار فراوانی از سپاهیان اموی ، میدان جنگ را رها کردند و به سوی انبار یغماها (غنایم) شتافتند ؛ و همین کار ، جنگ را به سود سپاهیان «شارل مارتل» کرد (1).
«عبدالرحمن الغافقی» کوشید تا سامان (نظم) را دوباره به سپاه خود ، بازگرداند ؛ و از پراکندگی بیشتر سپاهیانش ، جلوگیری کند ؛ ولی درست در همین هنگام ، تیری از سوی سپاه «شارل مارتل» ، بر گردن عبدالرحمن نشست ، و او از اسب خود پایین افتاد و جان سپرد . با مرگ «عبدالرحمن الغافقی» ، پراکندگی و پریشانی در سپاهیان اموی بیشتر شد ؛ ولی سپاهیان «شارل مارتل» ، دلیرتر شدند و بر «امویان پراکنده شده» ، تاختند و شمار فراوانی از آنها را نابود کردند (1).
در پایان واپسین (آخرین) روز جنگ ، در مانشگاه (اردوگاه) سپاه اموی ، آتش ناسازگاری (اختلاف) بیش از پیش ، زبانه میکشید . برخی (عدهای) بر این باور بودند که جنگ را دنبال کنند و فرانکها را سزا دهند ؛ ولی برخی دیگر ، خواهان بازگشت بودند ؛ تا اینکه سرانجام ، ناسازگاریها (اختلافها) ، به آن اندازه (آنقدر) بالا گرفت که فرماندهان سپاه اموی ، بر روی هم شمشیر کشیدند ؛ و در پایان این درگیری درونی ، نگرهء (رای) «بازگشت» چیره شد ؛ و فرماندهان اموی ، یغماها (غنایم) را رها کردند ، و سپاه را به «سپتیمانیا» (2) و پدفراز (جنوب) رشتهکوه پیرنه (3) ، پس (عقب) کشیدند (1).
پژوهشپایه (منبع تحقیق):
(1) نوشتارهء (مقالهء) ویکیپدیای فارسی ، دربارهء «نبرد تور»
دادههای بیشتر:
(2) https://en.wikipedia.org/wiki/Septimania
«سپتیمانیا» ، سرزمینی در پدفراز (جنوب) قلمروی فرانکها بود که «عربهای اموی» ، آنرا از «باخترگوتها» زورگیری (تسخیر) کرده بودند.
(3) https://en.wikipedia.org/wiki/Pyrenees
- ۷۸۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط