{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام
مثل یک سایــه ی مشکوک به دنبال توام!

خوب من ! بد به دلت راه مده چیزی نیست

من همان نیمه ی آشفته ی هر سال توام!

تـو اگـــر باز کنـــــی پنجره ای سمت دلت

می توان گفت که من چلـچله ی لال توام!

سالها گوش بـــه فــرمان نگاهت بودم

چند روزیست که بازیچه ی امیال توام،

گله ای نیست کــــه برداری و دورم ریزی

من همان میوه ی پوسیده ی اقبال توام

مثل یک پوپک سرما زده از بارش برف ـ

سخت محتاج به گرمای پرو بال توام!

زندگی زیر سر توست اگر لـــج نکنــــــی

باز هم مال خودت باش خودم مال توام!
دیدگاه ها (۱)

گذشته ي من گذشت حتي مي توانم بگويم درگذشت و من برايش ماهها و...

.

گر چشمان تو جز در پی زیبایی نیستدل بکن آیینه اینقدر تماشایی ...

عــــادت نـــدارم درد دلـــــم را ، به هـمه کــــس بگويـــم....

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام مثل یک سایــه ی مشکوک ب...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

NHچندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دن...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دنبا...

چندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دنبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط