{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام
مثل یک سایــه ی مشکوک به دنبال توام ...

تـو اگـــر باز کنـــــی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلـچله ی لال توام

سالها گوش بـــه فــرمان نگاهت بودم
چند روزی ست که بازیچه ی امیال توام

گله ای نیست کــــه برداری و دورم ریزی
من همان میوه ی پوسیده ی اقبال توام

مثل یک پوپک سرما زده از بارش برف
سخت محتاج به گرمای پرو بال توام ...
دیدگاه ها (۱)

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام مثل یک سایــه ی مشکوک ب...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

🍂 🍂 🍂 🍂 🍃 چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی...

NHچندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دن...

چندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دنبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط