تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی!

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی!
تو همان ناب ترین جاذبه ی دنیایی

تو پر از حرمت بارانی و چشمت خیس است
حتم دارم که تو از پیش خدا می آیی

مثل اشعار اهورایی باران پاکی
و به اندازه ی لبخند خدا زیبایی

خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیبا تر از آن رویایی

مثل یک حادثه ی عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی

ای تو آن ناب ترین رایحه ی شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی؟

من به اندازه ی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازه ی تنهایی من زیبایی

عاشقی را چه نیازست به توجیه و دلیل!
که تو ای عشق همان پرسش بی زیرایی ...

؛ اللهم عجل لویک الفرج ؛
دیدگاه ها (۱۱)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی!تو همان ناب ترین جاذبه ...

تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جاذبه ی...

.... تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریاییتو همان ناب ترین جا...

پرسش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط