بیش از تمـــام رنگ هایت رنگ کاشی را...
بیش از تمـــام رنگ هایت رنگ کاشی را...
بیش از تمام لحظه ها وقتی تو باشی را...
روزی زنی درعهد شاه عباس عاشق کرد
سرپنجـــه های روح یک معمــارباشی را
آن وقت شعر و رنگ و موسیقی به هم آمیخت
پوشاند اسلیمـــی تن عریان ِ کاشـــی را
حالا دوباره اصفهان آبستن است ای عشق!
تندیس زیبایی که از من میتراشی را
روح مرا سوهان بکش، چکش بزن، بشکن
بیرون بریز از من هواها را حواشی را
حل کن مرا ای عشق! ای تیزاب افسونگر!
ذرات روحم تشنه هستند این تلاشی را
از نغمه ها آوازهــــای زنده رودت را...
بیش از تمام رنگ هایت رنگ کاشی را...
بیش از تمام لحظه ها وقتی تو باشی را...
روزی زنی درعهد شاه عباس عاشق کرد
سرپنجـــه های روح یک معمــارباشی را
آن وقت شعر و رنگ و موسیقی به هم آمیخت
پوشاند اسلیمـــی تن عریان ِ کاشـــی را
حالا دوباره اصفهان آبستن است ای عشق!
تندیس زیبایی که از من میتراشی را
روح مرا سوهان بکش، چکش بزن، بشکن
بیرون بریز از من هواها را حواشی را
حل کن مرا ای عشق! ای تیزاب افسونگر!
ذرات روحم تشنه هستند این تلاشی را
از نغمه ها آوازهــــای زنده رودت را...
بیش از تمام رنگ هایت رنگ کاشی را...
- ۵۰۴
- ۱۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط