{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محنـتِ وصـلِ رُخِ یـار کشیـدن دارد

محنـتِ وصـلِ رُخِ یـار کشیـدن دارد
چشمِ افسونگرِ دلـدار چه دیـدن دارد

جامِ دل پُر شود از چشمهٔ زیبای رُخَش
شربتِ بـوسه ی تب دار چشیدن دارد

چو شقـایق که بر آید بـه نیستانِ دلم
مرغِ جان در حَرمش حـالِ پریدن دارد

دیـده بینـا نشود جز بـه طلوعِ رُخِ یار
در تمنـای رُخَـش جـامه دریـدن دارد

به زمین فرش کنم کوی چو جانم طلبد
نـازِ آن مَهـوَشِ دردانـه خریـدن دارد

رهسپارِ سفرِ عشق شوم با همـه شور
بـر سـرِ کـوی پَـری روی رسیدن دارد

گر شود ماهِ شبـم روز مرا باد چه سود
شرحِ حالِ گُل و بلبل چه شنیدن دارد
دیدگاه ها (۱)

محنـت وصـل رخ یـار کشیـدن داردچشم افسونگر دلـدار چه دیـدن دا...

مثل خون در رگهایم...❤

بیت بیت غزلم شوق پریدن داردوه که دیدار غزل درد کشیدن داردچشم...

بیت بیت غزلم شوق پریدن داردوه که دیدار غزل درد کشیدن داردچشم...

بیت بیت غزلم شوق پریدن داردوه که دیدار غزل درد کشیدن داردچشم...

بشنو از نی چون حکایت می کنداز جدایی ها شکایت می کندکز نیستان...

بشنو این نی چون شکایت می‌کنداز جداییها حکایت می‌کندکز نیستان...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط