𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎ
𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎ
لیــلــیوم وحــشی
پشت دیوار های سنگی عمارت،دختری زندگی میکرد که به گلهای وحشی علاقه داشت..
گلهایی که بدون اجازهی کسی توی دل خاک ریشه میزدن و شکوفا میشدن.
لیسوآ از بچگی همراه مادرش،به اعضای اشراف زاده اون عمارت خدمت میکرد.
وقتی برای اولین بار پا به اون عمارت گذاشت، هشت سالش بود.
و هیچ وقت اولین دیدارش با اون دو چشم قهوهای رو فراموش نمیکنه.
از همون روز،عشق پاک تهیونگ مثل جوونه یه لیلیوم وحشی توی دل سوآ ریشه زد.
تهیونگ...
وارث مغرور و سردی که هیچ از دل سوآ خبر نداشت.
اون روز ها یکی از سرگرمی های سوا شده بود تماشای تهیونگ وقتی داشت پیانو میزد...
پنج سال گذشت و تهیونگ،تصمیم گرفت توی ۱۸ سالگی، عمارت رو رها کنه و برای تحصیلش به فرانسه بره.
بیخبر از اینکه توی این پنج سال، دختری توی گوشهای از دنیای اون،بیصدا دوستش داشته.
و حالا بعد از هشت سال،قراره دوباره به عمارت برگرده...
الان سوآ ۲۰ یه ساله شده و تهیونگ یه مرد ۲۶ ساله.
حالا...
آیا ممکنه قلب یخیِ وارث مغرور عمارت،روزی برای دختری که سالها بیصدا دوستش داشته، بتپه؟
ژانر:عاشقانه،درام
شخصیت ها:
لیسوآ
کیم تهیونگ
کیم مینجون
جانگ نارا
کیم بورا
تعداد پارت ها:نامعلوم
سخن نویسنده👀:
سلااام.
دلم براتون تنگ شده بودد🥹
امیدوارم از موضوع این فیک خوشتون بیادد✨
فعلا معرفی رو گذاشتم، پارت یک رو تا چند روز آینده میذارم.
چون امسال امتحانام نهاییه باید بیشتر درس بخونم،شاید بعضی اوقات نرسم پارت بنویسم و آپ کنم✨😭
اما تمام سعیم رو میکنم یه پارت رو در روز بزارم💗
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#لیلیوم_وحشی#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
لیــلــیوم وحــشی
پشت دیوار های سنگی عمارت،دختری زندگی میکرد که به گلهای وحشی علاقه داشت..
گلهایی که بدون اجازهی کسی توی دل خاک ریشه میزدن و شکوفا میشدن.
لیسوآ از بچگی همراه مادرش،به اعضای اشراف زاده اون عمارت خدمت میکرد.
وقتی برای اولین بار پا به اون عمارت گذاشت، هشت سالش بود.
و هیچ وقت اولین دیدارش با اون دو چشم قهوهای رو فراموش نمیکنه.
از همون روز،عشق پاک تهیونگ مثل جوونه یه لیلیوم وحشی توی دل سوآ ریشه زد.
تهیونگ...
وارث مغرور و سردی که هیچ از دل سوآ خبر نداشت.
اون روز ها یکی از سرگرمی های سوا شده بود تماشای تهیونگ وقتی داشت پیانو میزد...
پنج سال گذشت و تهیونگ،تصمیم گرفت توی ۱۸ سالگی، عمارت رو رها کنه و برای تحصیلش به فرانسه بره.
بیخبر از اینکه توی این پنج سال، دختری توی گوشهای از دنیای اون،بیصدا دوستش داشته.
و حالا بعد از هشت سال،قراره دوباره به عمارت برگرده...
الان سوآ ۲۰ یه ساله شده و تهیونگ یه مرد ۲۶ ساله.
حالا...
آیا ممکنه قلب یخیِ وارث مغرور عمارت،روزی برای دختری که سالها بیصدا دوستش داشته، بتپه؟
ژانر:عاشقانه،درام
شخصیت ها:
لیسوآ
کیم تهیونگ
کیم مینجون
جانگ نارا
کیم بورا
تعداد پارت ها:نامعلوم
سخن نویسنده👀:
سلااام.
دلم براتون تنگ شده بودد🥹
امیدوارم از موضوع این فیک خوشتون بیادد✨
فعلا معرفی رو گذاشتم، پارت یک رو تا چند روز آینده میذارم.
چون امسال امتحانام نهاییه باید بیشتر درس بخونم،شاید بعضی اوقات نرسم پارت بنویسم و آپ کنم✨😭
اما تمام سعیم رو میکنم یه پارت رو در روز بزارم💗
#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#لیلیوم_وحشی#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
- ۴۵۴
- ۰۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط