#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟

#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟
دام بگذاری اسیرم، دانه می‌خواهی چه کار؟

تا ابد دور تو می گردم، بسوزان #عشق کن
ای که شاعر سوختی، #پروانه می‌خواهی چه کار؟

مُردم از بس شهر را گشتم یکی #عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟

مثل من آواره شو از چاردیواری در آ!
در دل من قصر داری، خانه می‌خواهی چه کار؟

خُرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟

شرم را بگذار و یک #آغوش در من گریه کن
گریه کن! پس شانه مردانه می‌خواهی چه کار؟


✍️ شاعر: #مهدی_فرجی
#عاشقانه
؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
دیدگاه ها (۰)

🗓️ به‌ مناسبت سالروز بزرگداشت #حافظ، معروف‌ترین و محبوب‌ترین...

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

بزرگ‌ترین حبسیه‌سرایان تاریخ ادبیات ایران چه کسانی بودند؟از ...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط