{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از راه دوری آمدم ، آغوش خود را باز کن

از راه دوری آمدم ، آغوش خود را باز کن
چرخی بزن دور و بَرَم ، قدری برایم ناز کن

بنشین کنارم ، خسته ام! دستی بکش بر گونه ام
میلِ شدیدِ بوسه را ، پنهان چرا؟ ابراز کن

دلسرد و بی انگیزه ام ، شوری به پا کن در دلم
سرمایِ تبریزِ مرا ، شَر جی تر از اهواز کن

تن خسته از تکرار شب ، ای مرغ زیبای سَحَر
بر شاخه خشکیده ام ، چَه چَه بزن ، آواز کن!

یا خاک پایت می شوم ، مستانه بر خاکم برقص
یا آسمانت می شوم ، در وسعتم پرواز کن

اصلا چرا فَک می زنم؟! این ریش و قیچی دست تو
من تحت فرمانم فقط ، آهنگ خوبی ساز کن

سجاده ام این دفتر و ، راز و نیازم این غزل
در شعر بی آرایه ام ، تا می شود ایجاز کن

من حرفهایم را زدم ، تصمیم آخر با خودت
یا نا امیدم کن برو ، یا قصه ای آغاز کن
دیدگاه ها (۳)

از راه دوری آمدم ، آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم ، ...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

.از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

Nاز راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط