عاشقانه

دل پرید از قفس این بار عیان عاشق شد
در هیاهوی شبی با هیجان عاشق شد
سینه‌ ی پرتپش از شوق، نمی‌شد آرام
چشم‌ وا کرده و بی حدس و گمان عاشق شد
با غزلخوانی بلبل گل و گلدان مدهوش
قاصدک‌ رقص کنان با دل و جان عاشق شد
مثلِ گلزارِ پر از عطرِ گلِ نرگس و یاس
با نسیمی سرِ کوی دگران عاشق شد
آهوی مستِ که عمری غم تنهایی دلشت
بر لبِ تیغه‌ی کوهی چه دوان عاشق شد
کفتر جلد ندانست که تقدیرش چیست
روی بام تو نشست و نگران عاشق شد
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

بخدا خلقت باد از وزش موی تو بود که صبا هر سحر از مشرق گیسوی ...

سحری بود و دلم مست گل آواز سروشدیده پر اشک و لبم بسته و جانم...

من+آمده+ام+شاعر+چشمان+تو+باشمجانان+منی+کاش+کمی+جان+تو+باشمبا...

سلام بچه ها این شعر ی کم طولانیه ولی دوسش دارم اگه حوصلشو دا...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنید.ق...

ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی حیف باشد مه من کاین همه ...

ای كه از كلك هنر نقش دل انگيز خدايیحيف باشد مه من كاينهمه از...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط