{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها

ای رخت چشمه خورشید درخشانیها

سرو من صبح بهار است به طرف چمن آی

تا نسیمت بنوازد به گل افشانیها

گر بدین جلوه به دریاچه اشگم تابی

چشم خورشید شود خیره ز رخشانیها

دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید

مخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها

دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع

ای سر زلف تو مجموع پریشانیها

رام دیوانه شدن آمده درشان پری

تو به جز رم نشناسی ز پریشانیها

شهریارا به درش خاک نشین افلاکند

وین کواکب همه داغند به پیشانیها
دیدگاه ها (۵)

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیهاای رخت چشمه خورشید درخشانیها...

💐 🍃 🌿 🌸 🍃 🌾 🍃 🌺 🍂 🌿 🍂 🌸 طبعم از لعل تو آموخت در اف...

سرو من صبح بهار است به طرف چمن آیتا نسیمت بنوازد به گل افشان...

ابول استادی

‌     ◜토끼들과 놀고 있는 아리만. 🌈༢아히윤🐇 : آن᳥یو᳥ دخ᳥تر᳥ا چط᳥ؤر᳥ید᳥؟وا᳥...

۫۫ ۫‌  ‌  ۫  ִ  ִׄ𓇿ᥴ𑄝𖹭̸࣪ρ ӄ𝖺𝖼︎𝖾محفل_جولی 🌬 𓇿  ۫‌  ‌  ۫  ۫۫ ...

مهدی شیخ زاده .mahdi sheyxzade

♡ ㅤ  ❍ㅤ    ⎙ㅤ     ⌲ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳᵉ‌▷ ●━━━━━━...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط