{مشاهیرکورد_۱}
{مشاهیرکورد_۱}
بیژن ذوالفقار نسب:
بنده اصاتاً اهل شهر سنندج در استان کردستان ایرانم.
در محله چهارباغ سنندج در ۱۶ تیر ۱۳۲۸ خورشیدی به دنیا آمده ام. دوره ابتدایی را در دبستان هدایت شهر سنندج به پایان بردم و در دبیرستانهای هدایت و رازی تا پایه دوم متوسطه به تحصیل ادامه دادم. از سال دوم متوسطه همراه خانواده به شهر تهران نقل مکان نمودیم و در تهران تحصیلات دوره متوسطه را به پایان رساندم. در دوره نوجوانی - مانند سایر بچههای مناطق کردنشین - در کوچه و محله خودمان همراه همسالان خودم به ورزش میپرداختم .....
باعث افتخار و سعادت است که در سنندج همسایه دیوار به دیوار با خانواده محترم کامکارها بودیم. ما با کامکارها نسبت خانوادگی نداشتیم، اما در سنندج خانوادهها به قدری به هم نزدیک و صمیمیاند که از قوم و خویش به هم نزدیکترند. بنده با هوشنگ، بیژن، پرشنگ، ارژنگ، ارسلان و اردلان که فرزندان آقای کامکار بودند؛ هممحله بودم و با آنها بزرگ شدم .اما راه و مسیر زندگی بنده با ایشان متفاوت شد. من به دلیل اینکه برادر بزرگترم " اقبال ذوالفقارنسب " ورزشکار و قهرمان کشتی بود، به ورزش علاقمند شدم. در زندگیام شانس این را داشتم که در تهران وارد دانشگاه شدم و اگر دارای استعدادی در ورزش بودم، آن استعداد در تهران بیشتر شکوفا شد.
در سال ۱۳۴۷خورشیدی وارد دانشسرای عالی شدم که امروز به دانشگاه " تربیت معلم تهران " تغییر نام یافته و در آنجا موفق به اخذ مدرک لیسانس تربیت بدنی شدم. همزمان با ادامه تحصیل در دانشگاه به فعالیت ورزشی نیز میپرداختم و از طریق فوتبال تهران، وارد مسابقات باشگاهی و فوتبال ایران شدم. پس از سه سال فعالیت ورزشی، عضو باشگاه فوتبال پاس تهران شدم و ۲ سال در تیم پاس بازی کردم. بعد از پاس عضو باشگاه پرطرفدار پرسپولیس تهران شدم که ۶ سال هم عضو این باشگاه مردمی بودم. در سال ۱۳۵۳ بنا به تشخیص مربیان وقت، به عضویت تیم ملی فوتبال ایران درآمدم و تا سال ۵۶ در تیم ملی بودم. در سال ۵۶ به همراه تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا شدم. همچنین در سال ۱۹۷۶ میلادی در مسابقات المپیک مونترال عضو تیم ملی فوتبال المپیک ایران بودم.
به هر صورت در عرصه های مختلف فوتبال ایران به عنوان یک نفر " کُرد ایرانی " حضور فعال داشته ام. باعث خوشحالی و افتخار بنده بوده که بتوانم به عنوان " یک نفر کُرد " هم رفتار مناسبی داشته باشم و هم در زمینه های علمی بتوانم برنامه های زندگی ام را تنظیم نمایم. در سال ۱۳۵۲ وقتی از دانشگاه فارغ تحصیل شدم، به خدمت سربازی رفتم. سپس به عنوان مدرس در دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی تهران مشغول به تدریس شدم، که شاید یکی از جوانترین اساتید دانشگاه در آن دوره بودم. پس از انقلاب مردم ایران در سال ۵۸ جهت ادامه تحصیل راهی اروپا شدم و در دانشگاه بروکسل در کشور بلژیک، موفق به اخذ مدرک دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی با گرایش " یادگیری و رشد و تکامل حرکتی " شدم.
{مجله کوردان مانا}
بیژن ذوالفقار نسب:
بنده اصاتاً اهل شهر سنندج در استان کردستان ایرانم.
در محله چهارباغ سنندج در ۱۶ تیر ۱۳۲۸ خورشیدی به دنیا آمده ام. دوره ابتدایی را در دبستان هدایت شهر سنندج به پایان بردم و در دبیرستانهای هدایت و رازی تا پایه دوم متوسطه به تحصیل ادامه دادم. از سال دوم متوسطه همراه خانواده به شهر تهران نقل مکان نمودیم و در تهران تحصیلات دوره متوسطه را به پایان رساندم. در دوره نوجوانی - مانند سایر بچههای مناطق کردنشین - در کوچه و محله خودمان همراه همسالان خودم به ورزش میپرداختم .....
باعث افتخار و سعادت است که در سنندج همسایه دیوار به دیوار با خانواده محترم کامکارها بودیم. ما با کامکارها نسبت خانوادگی نداشتیم، اما در سنندج خانوادهها به قدری به هم نزدیک و صمیمیاند که از قوم و خویش به هم نزدیکترند. بنده با هوشنگ، بیژن، پرشنگ، ارژنگ، ارسلان و اردلان که فرزندان آقای کامکار بودند؛ هممحله بودم و با آنها بزرگ شدم .اما راه و مسیر زندگی بنده با ایشان متفاوت شد. من به دلیل اینکه برادر بزرگترم " اقبال ذوالفقارنسب " ورزشکار و قهرمان کشتی بود، به ورزش علاقمند شدم. در زندگیام شانس این را داشتم که در تهران وارد دانشگاه شدم و اگر دارای استعدادی در ورزش بودم، آن استعداد در تهران بیشتر شکوفا شد.
در سال ۱۳۴۷خورشیدی وارد دانشسرای عالی شدم که امروز به دانشگاه " تربیت معلم تهران " تغییر نام یافته و در آنجا موفق به اخذ مدرک لیسانس تربیت بدنی شدم. همزمان با ادامه تحصیل در دانشگاه به فعالیت ورزشی نیز میپرداختم و از طریق فوتبال تهران، وارد مسابقات باشگاهی و فوتبال ایران شدم. پس از سه سال فعالیت ورزشی، عضو باشگاه فوتبال پاس تهران شدم و ۲ سال در تیم پاس بازی کردم. بعد از پاس عضو باشگاه پرطرفدار پرسپولیس تهران شدم که ۶ سال هم عضو این باشگاه مردمی بودم. در سال ۱۳۵۳ بنا به تشخیص مربیان وقت، به عضویت تیم ملی فوتبال ایران درآمدم و تا سال ۵۶ در تیم ملی بودم. در سال ۵۶ به همراه تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا شدم. همچنین در سال ۱۹۷۶ میلادی در مسابقات المپیک مونترال عضو تیم ملی فوتبال المپیک ایران بودم.
به هر صورت در عرصه های مختلف فوتبال ایران به عنوان یک نفر " کُرد ایرانی " حضور فعال داشته ام. باعث خوشحالی و افتخار بنده بوده که بتوانم به عنوان " یک نفر کُرد " هم رفتار مناسبی داشته باشم و هم در زمینه های علمی بتوانم برنامه های زندگی ام را تنظیم نمایم. در سال ۱۳۵۲ وقتی از دانشگاه فارغ تحصیل شدم، به خدمت سربازی رفتم. سپس به عنوان مدرس در دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی تهران مشغول به تدریس شدم، که شاید یکی از جوانترین اساتید دانشگاه در آن دوره بودم. پس از انقلاب مردم ایران در سال ۵۸ جهت ادامه تحصیل راهی اروپا شدم و در دانشگاه بروکسل در کشور بلژیک، موفق به اخذ مدرک دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی با گرایش " یادگیری و رشد و تکامل حرکتی " شدم.
{مجله کوردان مانا}
- ۳.۴k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط