{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به حرفهای مانده🌸🍃

به حرفهای مانده🌸🍃
در گلو چه بگویم که
دلتنگی جنگلِ چشمانم را بارانی نکند
کجا برایت بمیرم که
با سرخ ترین رویاها
برای دیدنت دوباره زنده شوم

تو بگو🌸🍃
چگونه بتکانم گهواره ی ناآرام دلم را
که ماندن هراس آشفتگی دارد
و رفتن هراس نرسیدن

چگونه دور شوم
از تو که تمام ذهنم را تسخیر
چاله‌ی لبخندت کرده ای

بگو چگونه
بدل شده ای به خواب و رویا
که شیرینی تلفظ نامت
دلم را می‌لرزند 🌸🍃

امان از اشتیاقم برای تو
کاش بدانی
چگونه برایت خواهم مرد
اگر روزی چشمانم
در برابر چشمانت
به نیایش بایستند. 

امروز لبخندت
در قاب چشمانم عجیب تماشاییست🌸🍃
دیدگاه ها (۱)

از آن زمان که به تو دل دادم جهان دگرگون شدو توبدل به خواب و ...

جهان هستی و هیچ جهانی چون تو نیستآسمان هستی و باران و شمیمتو...

به شب که مرا با تو آشنا کرده توسل می جویمباشد که مرا بشنودبا...

برایت نوشته بودم که دلم لک زده برای پریدن روی ابرها؟ دلم تنگ...

خاصیت دنیاستدر اوج داشتن و خوشبختیدلهره ی ” از دست دادن ” پر...

این آخرین بار است که آبادی تمام شهر ها را درون چشم هایت میبی...

♥️ @hosein_lak ♥️━━━━💠🌸💠━━━‌♥️کپشن خاص♥️دل من رفت به زندان د...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

به این هوای سرد پاییزی و زوزهای خشمگین باد و نم نم برف و بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط