{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جهان هستی

جهان هستی
و هیچ جهانی چون تو نیست
آسمان هستی و باران و شمیم
تو آن صدای شب زنده‌داری
صدای چکیدن دانه‌های باران
زمستان و بهار هستی
شب‌های تابستان هستی
از آن زمان که به تو دل دادم
جهان دگرگون شد
و تو بدل به خواب و رؤیا و بیداری من شدی
امان از اشتیاقم برای تو

کاش بدانی
با تو چگونه محو می‌شوم
و چقدر خواهم مرد
اگر چشمانم در پیشگاه تو بایستند
در تلفظ نامت
شهدی‌ست که دهانم نمی‌شناسدش
پس هرگز به‌دنیا نیامده‌ام
و هرگز نبوده‌ام
جز به‌خاطر تو!
دیدگاه ها (۱)

«نامجون عزیز، تولدت مبارک.امروز در تقویم، روزی‌ست که خورشید ...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

قسمت ۷

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

از آن زمان که به تو دل دادم جهان دگرگون شدو توبدل به خواب و ...

به شب که مرا با تو آشنا کرده توسل می جویمباشد که مرا بشنودبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط