#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۲۰

#دیارا

دیدم عماد داره میاد سمت من و این پسری که داشت بهم پیشنهاد میداد و اسمشم کیان بود

راستش پسر خوشتیپ و خوش قیافه ای بود با موهای بور و چشم های سبز و فوق العاده جذاب

وقتی عماد بهمون رسید

_دیارا این پسر مزاحمت شده؟

_نه این پسر چیه اسمش کیانه

و برای اینکه حرسشو در بیارم بدون فکر گفتم:

_و دوست پسر من

پسره خودش طفلی با تعجب نگام میکرد چون تا دو دقیقه قبل میگفتم نمیخوام

_کیان من درخواست دوستیتو قبول میکنم

و با نگاه خاصی به عمادی که قیافش سرد و بدون حس بود و نمی شد از قیافش فهمید حسودیش شده یا نه کردم

عماد بدون هیچ حرفی پشتشو به من کرد و رفت بیرون

و من موندم و گندی که به بار آوردم

کیان گفت:

_دیارا واقعا با من دوست میشی یعنی الان من دوست پسرتم؟

پوف خوش قیافه بود اما یه تختش کم بود

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۱۰ تا
دیدگاه ها (۲)

#اشتباه_خوب_من#پارت_۳سرمو کردم تو گوشی که دیدم یکی داره نزدی...

رمان تاوان درو‌غ #پارت_دوم بلاخره اقا دانیالم اومد. _سلام عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط