یک شب از زندان دنیا میروم

یک شب از زندان دنیا میروم
گر نشد امروز٬ فردا میروم

بیم بدنامی ندارم ای رفیق
خوب بنگر زار و نالان میروم

بوسه بر دست اجل عشق من است
او بیاید مست و شیدا میروم

رک بگویم خسته از دنیا شدم
بس که تنها مانده ٬ تنها میروم

بعد من دیگر مکن یادی ز من
خسته از خویش و تو و ما میروم

دیگری گو ٬ هرچه میخواهی بگو
عاقبت از دست غمها میروم

ظلم دنیا تا کجا حق من است
یک شب از زندان دنیا میروم ..!!
دیدگاه ها (۷)

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

یک شب از زندان دنیا میروم گر نشد امروز٬...

یک شب از زندان دنیا میرومگر نشد امروز٬ فردا میرومبیم بدنامی ...

گفتم امشب ز غم خویش قلم ساز کنموقت خوبی ست که این زخم دلم با...

گفتم امشب ز غم خویش قلم ساز کنموقت خوبی ست که این زخم دلم با...

عهد کردم با دل دیوانه ام ره نیابدکس دراین ویرانه امخالیش بگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط