{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب از زندان دنیا میروم

یک شب از زندان دنیا میروم
گر نشد امروز٬ فردا میروم

بیم بدنامی ندارم ای رفیق
خوب بنگر زار و نالان میروم

بوسه بر دست اجل عشق من است
او بیاید مست و شیدا میروم

رک بگویم خسته از دنیا شدم
بس که تنها مانده ٬ تنها میروم

بعد من دیگر مکن یادی ز من
خسته از خویش و تو و ما میروم

دیگری گو ٬ هرچه میخواهی بگو
عاقبت از دست غمها میروم

ظلم دنیا تا کجا حق من است
یک شب از زندان دنیا میروم ..!!
دیدگاه ها (۱)

آموختم از بید که در باد برقصمدر اوج پریشانی خود شاد برقصماز ...

یک عمر دلم محرم اسرار خودش بودیعنی که وفادارترین یار خودش بو...

‍ از تب عشق نگو چون که قلم می شکند حرمت خانه و ایوان و حرم م...

ﺍﻱ ﻋﺸﻖ، ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺍﻳﻢ، ﻣﺸﻜﻦ ﻣﺎ ﺭﺍﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻙ ﺭﻩ ﻣﻴﻔﻜﻦ ﻣﺎ ﺭﺍﻣﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط