{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
نفسم گیر کسی بود که دل داد و برفت
به‌من جورکشان سخت‌جفا کرد و برفت

هوس بودن او سوخته بود جان و دلم
به‌هوس‌عطرتنش‌رابه‌رقیب داد و برفت

سحری خواند غزل از دل بی تاب و تبم
شام.را بادگری بود ولبش بست و برفت

زلف او بود مرا نقش در آن شام قریب
درتب‌عشق مراسوخت‌غمی‌ماند و برفت

ای‌خدا این‌چه‌گناهی‌است که‌سوزاند مرا
درد آن‌لحظه که با آن دگری بود و برفت

سوز دل بین که در عسرت وتنگی ماندم
خانه‌ویرانه‌شد و خاک‌سیه ماند و برفت
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

چه ساده گذر می‌کنی تو از عشق و می‌روینه‌شکسته‌دلم‌می‌بینی‌و...

غلامعلی رعدی آذرخشی شاعر تبریزی

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط