{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می سپارم دل به دریا،بی خیال

می سپارم دل به دریا،بی خیال
می شمارم لحظه ها را،بی خیال

می کشم بر دفتر نقاشی ام
نقش های زشت و زیبا،بی خیال

دوره گردی می شوم هر شب چو باد
میکنم فکر غزل را،بی خیال

لا به لای آن غزل ها می کشم
سرنوشت خیس خود را،بی خیال

گاه در آشفته بازار دلم
می شوم تنهای تنها،بی خیال

بی خبر از شعر پر تشویش عشق
می کنم خود را تماشا بی خیال

گاه می سازم برای روح خود
نردبانی تا ثریا،بی خیال

گاه از ترس نبودت مصرعی
می زنم عمری تقلا،بی خیال

بی خیالم با خود.. اما با تو من،،،
حرف هایی دارم اما...
بی خیال...
دیدگاه ها (۳)

معنای دلتنگی را نمی دانم…مگر همان نیست که کسی ارزوهایش را  ز...

زمستان است و من سر در گریباندلم آزرده و سرد است و ویران به د...

.

بزن باران که حسی زرد دارمشبیه بغضهایت درد دارممیان اشکهایت ه...

طبیعت

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

می سپارم دل به دریا،بی خیالمی شمارم لحظه ها را،بی خیالمی کشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط