{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم


گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم


گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم


گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم


گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم


گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم

گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
دیدگاه ها (۳)

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که نمیدانمکی خوردمشان!!!

هیزمها گر بسوزند گرم میشوی اما..دلت..دلت گر بسوزد یخ میزنی

من بغض باران در دل تنگ کویرماز ذهن تو دورم ولی امکان پذیرمرا...

.

"گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم گفتا اگر بیند کسی ،...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی، گف...

____________________________گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمن...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنمگفتا اگر بیند کسی ، ...

سیمین بهبهانی گفتا که می بوسم تو را:گفتا که می بوسم تو را، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط