{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«در افقِ ناتمامیِ مردان»

«در افقِ ناتمامیِ مردان»
۱. محله تاریک شد؟ بسیجی نور شد.
آنجا که چراغ‌های دنیا خاموش می‌شوند و مردمان در هراسِ خاموشی فرو می‌غلتند، بسیجی از درونِ جانِ خویش فروغ برمی‌افروزد؛ او از جنسِ روشنایی است، نه وامدارِ آن.
۲. پیرزن زیرِ آوار؟ بسیجی کند.
در لحظه‌ای که سنگینیِ ویرانی بر ناتوان‌ترین شانه‌ها فرود می‌آید، دستِ او ـ نه از سرِ وظیفه، که از سرِ غیرت و مهر ـ خاک را می‌شکافد تا جان را آزاد کند؛ او خود بلدگردِ نجات است.
۳. کودک در سیل؟ بسیجی پرید.
بی‌درنگ و بی‌محاسبه، چون برقِ غیرت از ساحلِ امن می‌جهد به دلِ طوفان؛ چراکه وجدانش در برابرِ فریادِ کودک آرام نمی‌گیرد.
۴. مرز یخ زد؟ بسیجی ماند.
آنگاه که سرمای طبیعت، هم‌پای هراس و غربت، بر مرز می‌وزد، او ماندگاری را تفسیر می‌کند؛ پاسداری در آنجاست که ماندن هزینه دارد.
۵. بیمار بی‌پول؟ بسیجی داد.
از آنجا که سخاوتْ در قاموسِ او هم‌ردیفِ عبادت است، در بزنگاهِ نیاز، دلش گشاده‌تر از دخلش می‌گردد؛ او دارایی‌اش را به تملکِ دردِ دیگری درمی‌آورد.
✍️ به قلم: بهرام محمدی | DBA
🏛 دکترین‌ها: حَدّ | ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit | حَد 🇮🇷

#بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود #بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود
دیدگاه ها (۰)

«هر جا مردی بود…»«در افقِ ناتمامیِ مردان»۶. فریاد گم شد؟ بسی...

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱۱. خانه سوخت؟ بسیجی ساخت.آنگاه که آ...

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱۶. خاک صدا زد؟ بسیجی آمد.آنگاه که ا...

📜 دیوانِ حضور؛ سَنایِ بیداری در شبِ هراس✦✦✦بخشِ ششم۵۱زن، قام...

📜 دیوانِ حضور؛ سَنایِ بیداری در شبِ هراس✦✦✦بخشِ ششم۶۱مردان ج...

🛡 نگهبانِ حَد««میثاقِ پاسداریِ نظم — در شبِ هراس و روزِ آشوب...

وقتی جنگ به سفره میرسد

در میانه جنگ پناه ما یک نام است: امیرالمؤمنین

راهکارهای تربیت پسران غیرت مند ۱- پرورش فرزند در خانواده ...

قسمت بیست و دوم مسابقه رمان از دیار حبیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط