{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در افق ناتمامی مردان

«در افقِ ناتمامیِ مردان»
۱۱. خانه سوخت؟ بسیجی ساخت.
آنگاه که آتشِ حادثه، بنیانِ معیشت و مأوای مردمان را به خاکستر بدل می‌سازد، او خود دست به‌کارِ بنایی می‌شود؛ از آوار، خانه‌ای نو برمی‌خیزاند.
۱۲. راه گم شد؟ بسیجی یافت.
در پیچ‌وخمِ سرگردانی و ابهام، آنگاه که مسیرِ درست در میانِ مهِ تردید پنهان می‌گردد، او چونان راهنمایِ آشنا، مسیرِ روشن را می‌گشاید.
۱۳. دل شکست؟ بسیجی بست.
وقتی که تیرِ ناجوانمردی، قلبِ پاکی را می‌آزارد و شکافی بر آن می‌اندازد، مرهمِ او نه از جنسِ تسکینِ موقت، که از جنسِ التیامِ عمیق است؛ او پیوندِ دوبارهٔ روح‌های شکسته را می‌آفریند.
۱۴. امید کم شد؟ بسیجی دم شد.
در روزگاری که نفس‌هایِ ناامیدی طولانی می‌شود و امید به شماره می‌افتد، او خود دمِ تازهٔ حیات می‌گردد؛ تجلیِ حیاتِ مجدّد در رگ‌هایِ اندوه.
۱۵. شب سنگین شد؟ بسیجی بیدار.
هنگامی که تاریکیِ شب، سنگینیِ اندوه و بیم را بر دل‌ها می‌نهد، او پاسدارِ بیداری است؛ چراغِ امیدی که در دلِ شبِ خوف، فروزان می‌ماند.
✍️ به قلم: بهرام محمدی | DBA
🏛 دکترین‌ها: حَدّ | ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit | حَد 🇮🇷

#بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود #بسیجی‌_نور_شد‌ #بسیجی‌_کند‌ #بسیجی‌_پرید‌ #بسیجی‌_ماند‌ #بسیجی‌_داد‌ #بسیجی‌_شنید‌ #بسیجی‌_دمید‌ #دل‌_بسیجی‌_گرم‌بود‌ #خون‌_بسیجی‌_بارید‌ #تکیه‌گاه‌_وطن‌_بسیجی‌بود
دیدگاه ها (۰)

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱۶. خاک صدا زد؟ بسیجی آمد.آنگاه که ا...

«خدایا این ملّت را در حصنِ حفاظتِ خویش نگاه دار و خاکِ پاکِ ...

«هر جا مردی بود…»«در افقِ ناتمامیِ مردان»۶. فریاد گم شد؟ بسی...

«در افقِ ناتمامیِ مردان»۱. محله تاریک شد؟ بسیجی نور شد.آنجا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط