🍃 خاطره ای زیبا از زندگی شهید صاحب الزمانی...

🍃 خاطره ای زیبا از زندگی شهید صاحب الزمانی...

🌟 نماز شب...

اومد بهم گفت : " میشہ ساعت ۴ صبح بیدارم ڪنی تا داروهام رو بخورم ؟ "
ساعت ۴ صبح بیدارش ڪردم ،
تشڪر ڪرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون ...
بیست الی بیست و پنج دقیقہ گذشت ، اما نیومد ...
نگرانش شدم ؛
رفتم دنبالش و دیدم یہ قبر ڪنده و توش نماز شب می خونہ و زار زار گریہ می ڪنہ !
بهش گفتم :
" مرد حسابی تو ڪه منو نصف جون ڪردی !
می خواستی نماز شب بخونی چرا بہ دروغ گفتی مریضم و می خوام داروهام رو بخورم ؟! "
برگشت و گفت :
" خدا شاهده من مریضم ،
چشمای من مریضہ ، دلم مریضہ ،
من ۱۶ سالمہ !
چشام مریضہ ! چون توی این ۱۷ سال امام زمان عج رو ندیده ...
دلم مریضہ ! بعد از ۱۶ سال هنوز نتونستم با خدا خوب ارتباط برقرار ڪنم ...
گوشام مریضہ ! هنوز نتونستم یہ صدای الهی بشنوم ... "

دیدگاه ها (۱)

تا حالا نماز شب خوندین؟ میدونستین خوندنش اونقدرا که بعضیا فک...

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

خدا قربون خنده هاتونننن😭😭😭😭🎀تیکه ی آخر دنس"BAD"از ایتیز رو ر...

پیام هانیییی

پارت ۱۶

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۷لیویا با دو به سمت...

P : 29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط