{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود
قدش ۱۸۷ بود و بشدت خوشتیپ بود
تو ۱۵ سالت بود قدت ۱۷۰ بود و بشدت گوگولی بودی (ناخواسته)
مادر نداشتین پدرتون هم بیشتر وقتا سفر کاری بود
اما شما دوتا مثل دوست بودین اون یه داداش نمونه بود و تو یه خواهر نمونه
... صبح ساعت ۱۰ ...
با حس یه چیز اضافه رو تخت از جا بلند شدی
به سرویس بهداشتی رفتی متوجه شدی خونریزی داری (خو اسکل عادت شدی دیگه)
در همون لحظه چان وارد اتاق شد تا تورو بیدار کنه اما تورو ندید بجاش تخت خوابت رو دید که قرمز شده
در سرویس رو زد
- یونا.. حالت خوبه ؟؟
دارم میام (استرس)
- گذاشتمش بیرون
مرسی
چان رف بیرون درو باز کردی شلوار رو برداشتی بعد کارهای لازم اومدی سالن پذیرایی
چان بدون حرفی بغلش رو باز کرد و تو رفتی بغلش
- درد داره ؟
یکم. چرا الان اخه ؟!
- اولین بارته ؟
اوهوم 💔 (دلم برات سوخت ژوژو)
- عیب نداره این عادیه
مرسی که هستی
- 😊 نیازی به تشکر نیست خواهر کوشولوم
هیچی والا بعدش فیلم دیدن چان هم بهش توضیح داد که چرا اونجوری شده
... ساعت ۳ شب ...
از درد پاشدی با هزار بدبختی رفتی پایین آب بخوری داشتی لیوان رو پر میکردی که یه نفر دستاش رو دورت حلقه کرد
- چرا بیداری ؟!
اومدم آب بخورم
- باشه 🙂
بعد آب خوردنت تورو بغل کرد برد تو اتاق خودش و گذاشتت رو تخت و همون‌جوری بغلت کرد
و سرت رو بوسید
- شب بخیر ژوژو
شب بخیر لیدر

پایان.
میدونم ریدم ببخشید
دیدگاه ها (۷)

#تکپارتیموضوع:(وقتی رفته حموم و تو یهو در رو باز می‌کنی و می...

وقتی نصف شب …

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)بنگچان/ا.تدرحالی که ملافه س...

p19دیدم یه ناله ی ضعیفی میاد(استغفرالله)رفتم در اتاق رو باز ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

رمان عشق ممنوع

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط