{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت دوم

قسمت دوم

لیلیا
صدا که زدم همه به طرفم برگشتن ...اون همه ادم یهو برگشتن طرفم و بهم خیره شدن خجالت کشیدم ولی بازم رفت و روبه روش ایستادم و گفتم : م..میش...میشه یه لحظه بیاین اون طرف تر باهاتون کار دارم اینجا دوستاتون هستن نمیتونم بگم
با گیجی برگشت و بقیه نگاه کرد و بعد سرشو تکون داد و گفت: باشه بریم
یکم از بقیه دور شدیم که وایستادم و به طرفش برگشت و گفتم:من.... من میدونم که هیچ شانسی ندارم ولی گفتنش بهتر از نگفتنشه چون اینجوری بعدا غصه نمیخورم که تلاشمو نکردم..... میدونم خیلی مسخرس ولی باید بگم..... م......من.......من......من دوست دارم
ببین میدونم خیلی مسخرس ولی من مثل بقیه فن ها نیستم من واقعا دوست دارم همینجوری از روی هوس و الکی نمیگم... به خاطر اینکه معروفی و مشهور و بین این همه ادم محبوب نمیگم من واقعا از ته دلم دوست دارم
لوهان:ببین من نمیخوام ناراحتت کنم ولی ازم انتظار نداری که قبول کنم......میدونیکه من یه آیدل معروفم و روزی هزار نفر بهم میگن واقعا من و دوست دارن و اگه قرار باشه من به هرکی که میگه دوسم داره دخواستشو بپذیرم اونجوری که اصلا امکان نداره.....برای همینم من متاسفم من نمیتونم احساساتتو بپذیرم
من:ولی من واقعا تورو دوست دارم از ته دلم نه بخاطر اینکه معروف و مشهور و آیدل محبوب خیلیایی.....گفتم من با بقیه فن ها فرق دارم
لوهان:همه فن ها وقتی میخوان به آیدلشون بگن دوست دارم میگن احساس من با بقیه فرق داره...ببین من متاسفم ولی من نمیتونم کاری برات بکنم
من:حداقل یه فرصت بهم بده که خودمو ثابت کنم
لوهان:ببین من الان باید برم کنسرت کم کم داره شروع میشه و تو نه تنها مزاحم وقت من شدی بلکه وقت دوستام هم گرفتی و اونجا معطلشون کردی من بیشتر از این نمیتونم اینجا وایستم باید برم درضمن من از دخترایی که اول و زودتر از پسرا احساساتشونو به فرد مورد علاقشون میگم خوشم نمیاد مگه تو غرور نداری دختر؟؟

امیلی

چون فاصله زیادی باهاشون نداشتم همه حرفاشونو شنیدم...دختره خر بهت گفتم اون به اون مهربونی نیست که نشون میده حرف گوش نمیدی....دلم میخواد خفت کنم لوهان خیلی بیشعوری...وای دارم از حرص خوردن میمیرم دلم میخواد کله لو رو بکنم که با لیلیا اینطوری حرف زد ...اه لیلیا دختر یه چیزی بگو حالش گرفته شه عین ماست وای نستا نگاه کن
یهو لیلی خیلی اروم شروع کرد به گریه کردن صدایی نمیومد فقط اشکاش روی صورتش سر میخورد
لوهان یه دستمال از جیبش در اورد و داد به لیلی و گفت:ببین اگه میخوای سعی کنی با گریه منو تحت تاثیر قرار بدی باید بگم تلاش الکی نکن من تحت تاثیر قرار نمیگیرم با گریه الان من باید برم دیگه خیلی دیرم شده خداحافظ
واییییییییی داشتم از عصبانیت میمردم لو رفت و نزدیک دوستاش شد دوستاشم که یکی از یکی فضول تو دورش جمع شدن ببینن قضیه چیه این لیلی احمق که چیزی نگفت منم اگه چیزی نگم شب خوابم نمیبره برا همون خیلی عصبانی و با حرص رفتم جلو من باید جواب تورو بدم پسره پررو پونزده قدم باهاشون فاصله داشتم که وایستادم و داد زدم:هی لوهان ؟؟؟با توام؟؟

نظر ندین قسمت بعدو نمیزارم ها.حداقل ادم باید امید داشته باشه خوشتون اومده که بقیشو بزاره
دیدگاه ها (۱۸)

قسمت سوم به در خواست دوستای گلمبکهیونهمه ریخته بودیم سر لوها...

قسمت چهارملیلیالیلی:اصلا فکرشو نمیکردم همچین ادم عوضی باشه,م...

قسمت اولاز زبان لیلیامن:وای امیلی باورم نمیشه اونا اومدن نیو...

بچه ها یه خواهر دارم اسمش سارایه یه فیک نوشته من و ارشین هرد...

سلامبرشما

بفرماید با اجبار گذاشتم واقعا خیلی حرف زشت زدیم بهم واقعا خج...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 غمت نباشه ابجی گلم قربون اشکات برم ی زما...

سلام پرنسسا 🎀🫶🏻حالتون خوبه عسلا ؟ 🍯بچه ها یه چیزی بگم ؟!من و...

سلام بچه ها...متاسفانه باید بگم که دیگه فعالیت نمیکنم و باید...

وقتی تو روز آنلاین میشم و نمیدونم چیجوری باید بگم که هم دلم ...

من خسته‌ام جوری که حتی نمیشه تصور کرد حتی نمیتونم مثل آدم اه...

سلام دوستان خوبستین؟میخاستم راجب یہ موضوعے باهاتون صحبت کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط