تمام #خنده‌هایم را #نذر کرده‌ام

تمام #خنده‌هایم را #نذر کرده‌ام
تا #تو همان باشی
که #صبح یکی از روزهای خدا
#عطر دست‌هایت،
#دلتنگی‌ام را به #باد می‌سپارد


#سید_علی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

صبح‌ها، زندگی جور دیگری می‌چسبدپروانه‌ها شادمانه‌تر می‌رقصند...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

#آتنا#گاهي لحظه هايم از تو لبريز میشود از احساسم سر مي رويو ...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

در تاریکترین روزهای زندگی‌اتاین را بدان که خدا در جواب صبرها...

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

امروز یکی از بچه ها که یکی از اقوامش تجربه مرگ رو داشته و بر...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط