عاشقانه های شبنم
قلم به دست میگیرم،
تا از رهایی بنویسم؛
اما چشمان تو بیاد م می اید و
تمام واژههایم را به اسارت میبرند...
چه رازیست در نگاهت
که هر بار میخواهم از تو بنویسم،
دلم به چنگ دلتنگی میافتد
و دستهایم،
بهجای نوشتن،
هوای دستهای تو را میکنند...
بابا
تا از رهایی بنویسم؛
اما چشمان تو بیاد م می اید و
تمام واژههایم را به اسارت میبرند...
چه رازیست در نگاهت
که هر بار میخواهم از تو بنویسم،
دلم به چنگ دلتنگی میافتد
و دستهایم،
بهجای نوشتن،
هوای دستهای تو را میکنند...
بابا
- ۹۲۳
- ۲۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط